تبلیغات
شعر و عرفان - دست فشان
چهارشنبه 20 خرداد 1388

دست فشان

   نوشته شده توسط: مسعود    نوع مطلب :سروده های من ،

این شعر را  به قطب عالم امکان و امام آخر الزمان  سلاله الانبیاء وخاتم الاوصیاء حضرت ولی عصر روحی له الفداء تقدیم می کنم 
 دلبرم نیک نگه کن که چه سان آمده است جمله گیتی زطرب دست فشان آمده است
    مهرخی  پاکدلی  لعل لبی  نیک عذار  به تماشاگه زلفش دو جهان آمده است
   تو مپندار دگر مرده  بماند  دل  ما  زنده زین روست که عیسی زمان آمده است
 دم زعیسی نزنم پیش تو ای روح و روان    کز دمت عیسی مریم به زبان آمده است
      در نمازت  همه انفاس  مسیحائی  قدس  چو مسیحا ز سماء وقت اذان آمده است
    هردمی خوش نفسی از تو زمحراب رسد نقش محراب زذکرت به فغان آمده است
   برگ  گل  ریخت ز نادیدن رویت جانا روی خورشید ندیدست وخزان آمده است  
    تازه برگی ز تو امید برد شاخه خشک
 دست خالی به چنین ظن وگمان آمده است
  فصل هجران تو و جور رقیب وغم دل همه بر عاشق تو سخت گران آمده است
  خود تو دانی که چه اندیشه بکردیم و چه شد آنچه کردیم کنون توبه از آن آمده است
 توبه کردیم که در خویش دگر گم نشویم
  تا مگر گفته شود کز تو نشان آمده است 
   خرم آ ن روز که مسعود ندایی شنود کز بیابان خبر از آب روان آمده است